الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

35

الغدير ( فارسى )

به قتلش رساندند . سپس لشكريان حركت كردند و سمره بر بالين او كه در خون خود مىغلتيد ، حاضر شد و گفت : اين كيست ؟ گفتند : پيشروان لشكر او را كشته‌اند . گفت : اى مردم ، هرگاه شنيديد كه ما بر مركب سوار شده‌ايم ، از سرنيزه‌هاى ما بترسيد . « 1 » معاويه چهار صد هزار درهم از بيت المال به سمرة بن جندب داد تا در ميان مردم شام سخنرانى كند و ضمن آن بگويد كه آيهء « از مردمان كسى است كه گفتارش در زندگانى دنيا ترا خوش آيد و خداى را بر آنچه به دل دارد ، گواه گيرد ، در حالى كه خود سرسخت‌ترين دشمنان است . چون از نزد تو بازگردد ، بكوشد تا در زمين فساد كند و كشت و نسل را نابود سازد و خدا فساد و تباهى را دوست ندارد » « 2 » ، دربارهء على بن ابى طالب است و همچنين بگويد كه آيهء « از مردمان كسى است كه جان خود را در جستجوى خشنودى خدا فروشد و خويش را فدا كند » « 3 » ، دربارهء ابن ملجم ، شقىترين فرد مرادى نازل شده است . « 4 » طبرى از طريق عمر بن شبّه نقل كرده گويد : زياد كه سمرة بن جندب را جانشين خود در بصره كرده بود ، درگذشت و سمره هشت ماه بر بصره حكومت كرد . عمر مىگويد : جعفر ضبعى به من گفت كه معاويه ، سمره را پس از زياد شش ماه در بصره مستقر كرد ، آنگاه او را معزول ساخت . سمره گفت : خدا معاويه را لعنت كند ، به خدا سوگند ، اگر اطاعتى كه از معاويه كرده بودم ، از خدا مىكردم ، هرگز مرا عذاب نمىكرد . همو از طريق سليمان بن مسلم عجلى روايت كرده كه گفت : پدرم مىگفت : به مسجدى گذشتم ، مردى نزد سمره آمد و زكات مالش را پرداخت كرد ، سپس به درون رفت و نماز آغاز كرد ، مردى آمد و او را گردن زد ، چنان كه سرش در گوشه‌اى و بدنش در گوشهء ديگر مسجد افتاد . ابو بكره از آنجا گذشت و گفت : خداى سبحان مىفرمايد : رستگار شده است آن‌كه پاك شد و نام پروردگار بر زبان آورد و نماز گزارد . « 5 » پدرم

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 6 / 132 . ( 2 ) . بقرة 2 / 204 ، 205 . ( 3 ) . همان 2 / 207 . ( 4 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 361 . ( 5 ) . اعلى 87 / 14 ، 15 .